جلسه دوم - June 24, 2011

به نام خدا

سلام مجدد به همگی.
از اونجا که یه محل ثابت بقای یه جلسه رو تسهیل میکنه، در پی این بودیم که یه اتاق از دانشگاه بگیریم یا از سالن مرکز فرهنگی امام علی (ع) استفاده کنیم. واقعیتش دانشگاه خوبیها و بدیهای خودش رو داره. از مشکلات دانشگاه اینه که از ساعت ۷ شب به بعد رفت و آمد غیر دانشجو ها خیلی راحت نیست. بعلاوه، از اونجا که هنوز تشکلی به نام دانشجوهای ایرانی ثبت نشده، به نظرم هماهنگی برای گرفتن جا کار ساده ای نباس باشه. پس گفتیم چه کاریه اصلا؟ میریم خونه فرهنگی. اینشکلی هم ساعتش دست خودمونه هم فضاش راحت تره (آشپزخونه و ...).
این هفته با کمک آقای دکتر تونستیم کلید مرکز رو بگیریم و با ایمیل تایید کنیم که ساعت ۷ عصر جلسه رو برگزار خواهیم کرد. وارد سالن که شدم آقای دکتر و همسرشون رو دیدم و شروع کردیم به سلام علیک تا کم کم بقیه بچه ها هم تشریف آوردند. از اونجا که بین جلسه قبل و این جلسه ۳ نفر مشترک بودند و اصلا یادم نمیومد تا کدوم آیه دفعه قبل خونده بودیم، دوباره از اول شروع کردیم و خیلی هم خوب بود!

این دفعه آقای دکتر جلسه رو شروع کردند با قرائت سوره حمد. بقیه هم هر کی چند آیه تلاوت کرد. چند آیه به چند آیه همه صبر میکردند که ترجمه خونده بشه. تا آیه ۵۷ سوره بقره تونستیم بخونیم که ساعت ۱۰ دقیقه به ۸ شد.
از اونجا که سالن رو تا ساعت ۸ گرفته بودیم من شروع کردم تند تند چند تا نکته از تفسیر المیران پیرو چند تا آیه اول سوره بقره بگم. پیرو آیه هایی که شرط هدایت توسط قرآن رو تقوی میدونه و کسانی که ۵ صفت زیر رو دارند:
(۱) ایمان به غیب - (۲) اقامه نماز -(۳) انفاق از آنچه خدای سبحان روزی فرموده اند -(۴) ایمان به آنچه به پیامبران خود نازل کرده اند - (۵) ایقان (اعتقاد راسخ و فراموش نشدنی) به آخرت  

شروع کردم از روی تفسیر تند تند خوندن که هدی خانم اجازه خواستند مطلبی رو بفرمایند که با صحبتهای تکمیلی آقای دکتر نهایتا به این رسیدیم که آقا:
یه آیه رو انتخاب میکنیم و دربارش همفکری و ... میکنیم و از رو تفسیر میخونیم که مفسران چی دربارش گفتند. اینشکلی بیشتر استفاده میکنیم تا اینکه این هادی برداره ۱۰ صفحه با فونت ۸ پرینت بگیره و تو ۵ دقیقه بخونه.

انصافا پیشنهاد درست و انتقاد واردی بود. فلذا همه تایید کردند و قرار بر آن گذاردیم که از جلسه بعد ادامه آیه ها رو با سرعت کم تر بخونیم و بیشتر به معنی فکر کنیم و اگه سوالی برامون پیش میاد در میون بذاریم و نهایتا مطالب پیرامون یه آیه رو از رو تفسیر یکی قبلا بخونه و به باقی دوستان توضیح بده.

احسنت بر قومی که خود خود را اصلاح میکنند. باشد که این جمع مجتمع بادا بادا مبارک بادا.

در ادامه هدی خانم با طرح سوالات فراوان پیرامون مقوله هدایت خداوند متعال دوستان رو در جریان سوالات خودشون قرار دادند. آقای دکتر هم پیرامون سوالای هدی خانم مطالبی که فکر میکردند مناسب جمع هست رو توضیح دادند.
در انتها از اونجا که چهره بعضی ها برای بعضی های دیگه جدید بود، همدیگه رو معرفی کردیم.
باعث افتخارمون هم بود که آقای دکتر و همسرشون از خاطرات سالهای زندگیشون در آمریکا و سوییس و تفاوتهایی که الان احساس میکنند نسبت به ۲۷ سال پیش صحبت کردند.

جلسه تا حدود ۸ و نیم طول کشید و همگی تا ایستگاه قطار قدم زدیم و نگارنده تو ایستگاه یادش اومد که قرآنش رو تو سالن جا گذاشته. بی خیال شد چون هفته بعد برش میداشت. اما یهو یادش اومد که قرآن همسرش رو هم جا گذاشته. بنا بر این بدو بدو برگشت و الباقی از حوصله این نگاشته خارج است.

جلسه خوبی بود. جای همه کسایی که نیومدند خالی. همت کنین و پاشید بیاید که لحظات به یاد ماندنی ای رو از دست میدید...از من گفتن!

تا اعلام برنامه هفته بعد،
ارادتمند
هادی

حضار: دکتر حاج عباسی و همسر محترمشون - هدی - داوود و همسر محترمش - محسن - هادی

/ 2 نظر / 13 بازدید
حاج عباسی

من به نوبه خودم از آقا هادی کمال تشکر را دارم که وقت میگذارن و هم عزیزان را دور هم جمع می کنن و هم مطالبی (هم معنوی و علمی هم خوراکی) را برای جلسه تهیه کردند. امیوارم ما هم فقط یه کمی همت بخرج بدهیم از این مطالب برای جلسه آینده تهیه کنیم تا بشه این جلسه سر پا بمونه. ممنون

mohsen

بسیار عالی و خوبه.