جلسه سوم - July 1, 2011

سلام دوستان و عرض پوزش بابت تاخیر در اطلاع رسانی از ما وقع جلسه به یادماندنی سوم. قبلا این نکته رو عرض کنم که به متن زیر به زودی عکس هم اضافه میکنم.

ساعت هفت و خورده ای بود که من و هانیه رسیدیم ایستگاه هانگربرگ. یکم که منتظر شدیم دیدیم دوچرخه سواری از دور داره خودش رو به ما میرسونه. اون کسی نبود جز: محسن!

محسن

یه چند دقیقه دیگه که گذشت داوود و زهرا خانم هم با کیسه ای در دست به جمع اضافه شدند. آقای دکتر و همسرشون و هدا خانم هم در ادامه تشریف آوردند و همگی به راه افتادیم و به سمت پارک هونگربرگ رفتیم.

مشغول حرف زدن بودیم که ناگهان محبوبه خانم نگارنده را مطلع فرمودند که پیشتازان جمع که همانا آقای دکتر و محسن و داوود بودند اطلاع چندانی از چند و چون منطقه ندارند و خوب است که اولین توقفگاه مناسب برای برگذاری جلسه وقوف کنیم.

پس یه محل دنج و مناسب رو یافتیم و وقوف کردیم و صبر کردیم عقبی ها بیایند و به جلویی ها پیغام دادیم برگردید تا همه اجتماع کردند.

زیر اندازان را به زیر انداختیم و خود دور تا دور نشستیم و کتاب را گشودیم.

از ادامه جلسه قبل شروع کردیم. یک دو آیه به یک دو آیه هم ترجمه را نگارنده قرائت میکرد و همگان در تامل بودند تا به آیه زیر رسیدیم:

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾

بحث جمع را درگرفت و آقای دکتر از مبایل کوچک خود که تقریبا تمام کتابخانه مرحوم مرعشی را به صورت الکترونیکی داشتند (صنعت اغراق نگارنده را دریابید) بخشهایی از تفسیر المیزان را نیز پیرو این آیه بسیار زیبا برای برو بچز خواندند.

در ادامه بحث پیرامون مسایل زیادی درگرفت از جمله فرصت توبه دادن به گناهکاران کیفری که توسط هدا خانم مطرح شد. فی الواقع آوردن جزئیات بیشتر در حوصله این نوشتگاه نیست. لکن خبر مهم است و آن سلامتی و یه جلسه توپ!

در آخر هم کیسه ها باز شدند و کیف ها گشوده گشتند و کیک ها بیرون آمدند و نوشیدنی ها که ای جوانان قرآن خوان در بلاد زویخ: بخورید و بنوشید و اسراف نکنید!

قدم زنان تا ایستگاه هونگربرگ برگشتیم و تعداد نا متعارفی عکس گرفتیم. از آنجا که محسن آقا هنوز همسرشون تشریف نیاورده بودند، به جای عکس دو نفره ایشون ترجیح دادند با دوچرخه خود عکس بگیرند. الباقی بماند!

هونگربرگ

از دست همه آنها که نمیایند در میرود این نسیم رحمت که بر جلسه میوزد. از نگارنده گفتن!

دوستدار شما،

هادی

حضار: آقای دکتر و محبوبه خانم، هدا، داوود و زهرا خانم، آقا محسن و دوچرخش، هادی و هانیه.

/ 3 نظر / 14 بازدید
هدا

سلام، جمعه احتمالا بارون میاد، به خاطر همین به نظرم یه جایی نزدیک دانشگاه قرار بذاریم که اگه بارونی‌ بود خودمون رو به زیر سقف برسونیم. درضمن ساختمون فیزیک هنگربرگ هم تا ۷:۳۰ باز هست (چون سلف فیزیک تا ۷:۱۵ شام میده)، بنابرین برا ورود تا ۷:۳۰ مشکل نداریم. همون دور و بر جا برا نشستن هست. جمعه عصر هم که معمولا خلوته. یه نکته دیگه اینکه وبلاگ شما مثل فیسبوک که ایمیل نمیفرسته که بیام چکش کنیم!! شما مطمئنید که همه مطالب وبلاگ رو دنبال می‌کنن؟

محسن

ما منتظر چهارمیش هستیم. در ضمن آقا انتظار ما که به سر آمد....انشالله و (حتما این جمعه میاید، حتماً!!! ).... این جمعه به اتفاق اکرم خانم حضور خواهیم رساند. با شیرینی و گل خواهیم آمد.

محسن

سلام بر نگارنده پر انرژی... آقا ما امروز در غیاب پر رنگ شما جلسه رو برگزار کردیم.حاضرین: من و اکرم خانم، آقای دکتر، احسان عزیز و هدا خانم هم تشریف داشتند. جای شما هم خالی...خدا همیشه سرحال نگهت داره